در سازمان کارآفرین منابع برای اجرای ایده ها راحت تر تخصیص می یابد. در سازمان کارآفرین، کیفیت در همه ابعاد نهادینه شده است. در این سازمان خودانتخابی وجود دارد و کارآفرینان منتظر دستورات از بالا نیستند، سرپرستان نیز منابع و موعد را در اختیارشان می گذارند. مثلاً در جنرال موتورز کارکنان اجازه دارند تا 15% وقت خود را صرف پروژه های برگزیده کنند. به راستی خودشان پیشه را آغاز می کنند اما پیشه واگذار نمی شود و فرد از ابتدا لغایت انتها در تیم پروژه باقی می ماند. در چنین سازمانی انجام دهنده تصمیم می گیرد چرا که وقتی لایه های سازمانی زیاد باشد سرعت تصمیم گیری پایین می آید.

کارآفرینی سازمانی: فرایندی است که در آن محصولات یا فرایند های نوآوری شده از طریق برپایی دانش ایجاد اشتغال در یک سازمان، به ظهـور می رسند. کارآفرینی سازمانی از منابـع و حمـایت سازمان برخـوردار است. ابتکار می تواند در گویه محصولات جدید، فرایندهای سازمانی و روش های مدیریتی باشد. در سازمان کارآفرین کل کارآفرینند و مدیر کارآفرین در راس قرار دارد.

کارآفرین سازمانی: کسی که تحت پشتیبانی یک سازمان، محصولات، فعالیتها و فناوری جدید را کشف و به سهم داری می رساند.

10- نزاکت کارآفرینی

کارآفرینی به نزاکت خاصی نیاز دارد. کسان تمایل و توانایی کمی در این مقوله دارند. همچنین کسان در مقابل تغییر پایداری می کنند (رفتار سازمانی). به همین انگیزه و با توجه به اهمیت ایجاد اشتغال در اقتصاد های مدرن (شرکت های حقیر و متوسط) دولت ها درصدد تعلیم های لازم برمی آیند. موفق ترین کشور در این زمینه امریکا است. بدبختانه شوربختانه در مملکت ما روحیه "کارمندی و رئیس- مرئوس"وجود دارد تا کارآفرینی و ریسک پذیری. فرهنگ را باید گردآور ای از باورها،آیین ها، فکر ها،آداب و رسوم و ارزشهای حاکم بر جامعه دانست. فرهنگ در سطح جامعه و گروه و در تعامل میانی آن ها معنا می یابد و طریق برقراری پیوستگی بین افراد را ذکر می کند. دانش نظامی فکری است که در رفتار افراد نمود پیدا می کند. در نگرشی کلی «فرهنگ روش زندگی» است از این رو ادب در حال دگرگونی است.

شنبه 25 اسفند 1397
بؤلوملر :